سه شنبه 26 اردیبهشت 1391

نمیدانم...

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

نمیدانم دلم تنگ است

دلم در آرزوی یک نگاه پاک و بی رنگ است

نگاه آسمانم دیگر آبی نیست...


سه شنبه 22 فروردین 1391

آتش گرفتن

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

آتش گرفتن ای غم و افروختم بس است

یک دم رها نمیکنی ام سوختم بس است

سنگین شدم ز درد و چو سنگی به در خویش

خون را چو لعل در جگر اندوختم بس است


پنجشنبه 17 فروردین 1391

بی تو...

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

ای همیشه مهربان تا ابد با من بمان

بی تو تنها ترین تنهای عالم میشوم

بی تو مهمان غم میشوم

بی تو لبخند از لبانم میرود

بی تو برق از نگاهم میرود

گفتی آخر میکشمت،اما چه جوری؟

تو که با چشمای مثل تنگ بلوری

خیلی وقته ما رو کشتی ، خبر نداری

میدونی واسه من نشان غروری


دوشنبه 14 فروردین 1391

شاید

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

شاید چشم های ما نیاز داشته باشد

که گاهی با اشک هایمان شسته شوند

تا بار دیگر زندگی را. . .

با نگاه شفاف تری ببینیم


شنبه 12 فروردین 1391

در خواب

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

در خواب چراغ تا سحر دستم بود

در خواب کلید هر چه در دستم بود

زیباتر از این خواب ندیدم خوابی

بیدار شدم دست تو در دستم بود


دوشنبه 7 فروردین 1391

هر لحظه

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

هرلحظه بهانه ی تو را میگیرم

هر ثانیه با نبودنت در گیرم

حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی

من یک طرفه برای تو میمیرم...

 


شنبه 5 فروردین 1391

فکرش نباش

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم

دیگر فکر همنفسی جز تو نیستم

عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد

وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم


چهارشنبه 24 اسفند 1390

خیابان های تنهایی

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

خیابان های تنهایی دلی ولگرد میخواهد

وآوازم بدون تو سکوتی سرد میخواهد

برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت

ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد میخواهد؟


جمعه 19 اسفند 1390

بگیر

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

بگیر این گل ز من یاد بودی

که تنها لایق این گل تو بودی

فراوان آمدند این گل بگیرند

ندادم چون عزیز من تو بودی


سه شنبه 16 اسفند 1390

معبودا،خداوندا...

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

معبودا! مرا به بزرگی چیز هایی که داده ای آگاه و راضی کن تا...

کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را بهم نریزد...

ای نشسته در خیال من،فراموشم نکن

با فراموشی و تنهایی،همنشینم مکن

زندگانی میکنم چون شعله با خود سوختن

زنده ام با سوز و ساز خویش،خاموشم مکن

خداوندا !دوست خوبی دارم شایسته ی محبت و یادش مایه ی آرامش ...

به زندگی او برکت،به کلام و کام او قوت...

به نگاهش وسعت،به جسمش سلامت و به مرامش کرامت عطا فرما...

بر صفات نیک او بیفزا و جانش را از گزند کژی ها و بدی ها دور بدار...

 

 


پنجشنبه 11 اسفند 1390

بگو چرا...

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

بگو چرا داری گریه می کنی؟

                    ((از دست سرنوشت))

چرا غرق در اشکی؟

                     ((به خاطر تنهایی))

راز سکوت را نم نم اشک میداند

و راز تنهایی عشق را خلوت شب


یکشنبه 7 اسفند 1390

خدایا از...

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

خدایا از عشق امروزمان برای فرداهایی که فراموش میکنیم

عاشق بوده ایم قدری کنار بگذار

به قدر یک مشت

به قدر یک لبخند

تا فراموش نکنیم....

عاشق بوده ایم و تا عاشق بمانیم و عاشق بمیریم


سه شنبه 25 بهمن 1390

ولینتاین(روز عشق)

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

عشق تنها سهم مرغ عشق نیست                  میتوان عاشق شد و گنجشک زیست

برای زنده بودن باید نفس کشید و برای زندگی کردن باید "عشق"ورزید

بیایید با زندگی کردن زنده بمانیم...

در تنور عاشقی سردی مکن

در مقام عشق نامردی مکن

حرف مرد میزنی مردانه باش

در سرای عاشقی افسانه باش

 


دوشنبه 24 بهمن 1390

نگاه

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

نگاهم کن که چشمانت قشنگ است

صدایم کن که دل در سینه تنگ است

مرا با خود ببر آنسوی غربت

که اینجا شیشه هم از جنس سنگ است


جمعه 21 بهمن 1390

دلتنگم...

   نوشته شده توسط: ستاره زیبا    

دلتنگم دلتنگ از لحظه های بی تو سر کردن

دلتنگ از بود و نبود از روزایی که همیشه دردن

دلتنگ از چشمای قشنگت که هیچوقت دروغ نمیگن

دلتنگ از چشمای خیسم که باید تا ابد اشک بریزن

 


تعداد کل صفحات: 2 1 2